تويسركان شهر گردو، شعر، آيينهاي ايراني و حيقوق نبي
تويسركان در جنوب كوه الوند و شهر همدان واقع شده، وسعت آن يك هزار و 48 كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا يك هزار و 748 متر است و بيش از 120 هزار نفر جمعيت دارد.
اين شهر به خاطر تعدد و بزرگي درختهاي گردوياش بسیار معروف است. آب و هواي شهر، معتدل كوهستاني است و به همين علت در ايام نوروز هوا در آن كميسرد است اما در ارديبهشت و خرداد هوا عالی است. پس از وارد شدن در قسمت شمال شهرارتفاعات زيباي كلاه قاضي، شاه نشين بزرگ، يخچال صاحب الزمان و قزل ارسلان ديده ميشوند.
در شهر كه قدم ميزني با ديدن تنه سبز درختاني كه نه از باد و باران كه از آجر و سيمان در امان ماندهاند، احساس آرامش مي کنی .
مردم شهر به لهجهها و زبانهاي مختلف لكي، لري، كردي و تركي صحبت ميكنند.
اين شهر بر روي ويرانههاي شهر قديميرودلاور (روز آور) كه بر اثر حمله مغول ويران شده، ساخته شده است.
در واقع پس از ويراني رود آور، از ادغام دو روستاي توي و سركان، تويسركان به وجود آمده است.
«حمدالله مستوفي» در كتاب معروف نزهة القلوب ميگويد: «رود آور ولايتي است در همدان و قصبات مشكلان، توي و سركان با هفتاد موضع ديگر بدان تعلق دارد.
بناهاي ديدني كه پس از ورود به شهر آنها را مي بينيم عبارتند:
1. مقبره حيقوق نبي، از انبيا بني اسرائيل كه بين سالهاي 600 الي 650 قبل از ميلاد زندگي میكرده و معاصر دانيال نبي و از جمله يهودياني بوده كه در اسارت كلدانيان به اين منطقه تبعيد شده است، در تو يسركان قرار دارد.ساختمان اين مقبره قبل از استيلاي اعراب بنا شده و در زمان سلاطين عرب يك قسمت از طبقه فوقاني آن كه خراب شده، مرمت شد ولي مجددا خراب شد تا اين كه 80 سال پيش توسط عدهاي از خيرخواهان شهر تعمير شده است.
2.مدرسه شيخ علي خاني، مدرسه علميه تويسركان كه از بناهاي قديمياست و در زمان شيخ الملوك زنگنه از وزراي سلاطين صفويه ساخته شده است.
3. مقبره زيبا و با شكوه ميررضي الدين آرتيماني، شاعر معروف دوران صفوي كه در زمان شاه عباس قاضي صاحب ديوان بود، ساقينامه وي بسيار مشهور است كه با اين مطلع معروف شروع ميشود و همين بيتها نيز بر سر قبرش نگاشته شده.
الهي به مستان ميخانهات به عقل آفرينان ديوانهات
الهي به آنان كه در توگماند نهان از دل و ديده مردماند
که خاکم گل از آب انگور کن سراپای من آتش طور کن
مقبره رضي الدين آرتیمانی در دره بسيار باصفاي سركان كهخرم رود نيز از كنار آن ميگذرد واقع شده است.
خانه صحبت الله مرادي ديگر جاذبه گردشگري منطقه است.
صحبت الله مرادي يكي از افراد بنام و اهل مطالعه و تحقيق تويسركان است.
از او ميخواهيم درباره مراسم سمنو پزان كه تا چند روز ديگر شروع ميشود برايمان بگويد.
او ميگويد: «پس از سيزده بدر همه ميدانند كه بايد خود را براي مراسم سمنو پزان آماده كنند. زنها گندمها را بر ظرف مخصوص ميريزند تا مدت روييدن و سبز شدن آن سپري و آماده براي كوبيدن شود. بزرگ محله، زنان و دختران را براي كوبيدن سبزه بهاره «سنتي»، خبردار ميكند و در حياط بزرگ جمع ميشوند.
دخترها دسته جمعي ميخوانند:
«سمن پزن ليلي دوس دس خوواريش خيلي»
بعد از آن كه ديگها و ظرفها از آب سبزه صاف شده پر شد به پاتيل بزرگي كه روي اجاق نصب شده بود، منتقل ميشود.
مرادي ميگويد: «زنان در تمام اين مراسم با وضو شركت ميكنند. »
پس از آماده شدن همه چيز، زني كه سردمدار است با فرستادن صلوات، اجاقها را روشن ميكند.
در اين مراسم تنقلات فصل در سينیهاي بزرگي براي گردانندگان مراسم به رسم خسته نباشيد آورده ميشود.
سپس با پاروهاي چوبي بلند و سيخهايي كه انتهاي آن پهن است، هر كس نيتي ميكند و پاتیل را به هم ميزند. مردم معتقد هستند كه در اين شب فاطمه دختر پیامبر اسلام به آن جا ميآید.
پس از پخته شدن و سرد شدن سمنو، نوبت به تقسيم آن ميرسد. مسئولين مراسم با ابزاري به نام «آب گردان» كفگيرهاي بزرگ سمنو را ميان ديگها و قابلمههاي بزرگ مطابق سهم شركت كنندگان تقسيم ميكنند.
صحبت الله مرادي در پايان ميگويد: «دريغ و درد كه اين مراسم با صفا و پر مهر و محبت كه باعث اتحاد و همدلي مردم ميشد روز بروز كمرنگتر ميشود و نه مردم و نه مسئولين توجه جدي به برگزاري آن همچون بسياري از مراسم ديگر نميكنند.
از شهر كه خارج ميشويم در امتداد غرب به طرف جاده اسدآباد مي رويم. در اين ميان پس از گذشتن از باغهاي بسيار زيبايي كه به تازگي به شكوفه نشستهاند به سمت قله خان گرمرز حركت ميكنيم.
ابتدا بايد كمي پياده رفت تا به دامنههاي آن رسيد. پس از آن شيب تند ميشود. پس از دو ساعت راهپيمايي به قله زيباي كوه ميرسيم كه در فصل بهار پر از آلالههاي وحشي است.
قله خان گرمرز محوطه بسيار بزرگ تختي است . زبان شناسان ريشه كلمه خان گرمرز را اورمزد يا جايي كه اهورا مزدا فرود ميآيد میدانند.
گرچه اهالي محل حكايتي بسيار شنيدني نيز درباره اين كوه دارند،آنها می گویند:
بنا بر رسمي قديمي، هر دختري كه ازدواج ميكند در شب زفاف بايد به پيش خان روستا برود، تا اینکه يكي از اهالي روستا در اقداميشجاعانه، دختر مورد علاقهاش را بر ميدارد و فرار كرده و در اين كوه پنهان ميشود. در زبان تركي خان گرمرز یعنی جایی كه خان نميبيند.
اين شهر به خاطر تعدد و بزرگي درختهاي گردوياش بسیار معروف است. آب و هواي شهر، معتدل كوهستاني است و به همين علت در ايام نوروز هوا در آن كميسرد است اما در ارديبهشت و خرداد هوا عالی است. پس از وارد شدن در قسمت شمال شهرارتفاعات زيباي كلاه قاضي، شاه نشين بزرگ، يخچال صاحب الزمان و قزل ارسلان ديده ميشوند.
در شهر كه قدم ميزني با ديدن تنه سبز درختاني كه نه از باد و باران كه از آجر و سيمان در امان ماندهاند، احساس آرامش مي کنی .
مردم شهر به لهجهها و زبانهاي مختلف لكي، لري، كردي و تركي صحبت ميكنند.
اين شهر بر روي ويرانههاي شهر قديميرودلاور (روز آور) كه بر اثر حمله مغول ويران شده، ساخته شده است.
در واقع پس از ويراني رود آور، از ادغام دو روستاي توي و سركان، تويسركان به وجود آمده است.
«حمدالله مستوفي» در كتاب معروف نزهة القلوب ميگويد: «رود آور ولايتي است در همدان و قصبات مشكلان، توي و سركان با هفتاد موضع ديگر بدان تعلق دارد.
بناهاي ديدني كه پس از ورود به شهر آنها را مي بينيم عبارتند:
1. مقبره حيقوق نبي، از انبيا بني اسرائيل كه بين سالهاي 600 الي 650 قبل از ميلاد زندگي میكرده و معاصر دانيال نبي و از جمله يهودياني بوده كه در اسارت كلدانيان به اين منطقه تبعيد شده است، در تو يسركان قرار دارد.ساختمان اين مقبره قبل از استيلاي اعراب بنا شده و در زمان سلاطين عرب يك قسمت از طبقه فوقاني آن كه خراب شده، مرمت شد ولي مجددا خراب شد تا اين كه 80 سال پيش توسط عدهاي از خيرخواهان شهر تعمير شده است.
2.مدرسه شيخ علي خاني، مدرسه علميه تويسركان كه از بناهاي قديمياست و در زمان شيخ الملوك زنگنه از وزراي سلاطين صفويه ساخته شده است.
3. مقبره زيبا و با شكوه ميررضي الدين آرتيماني، شاعر معروف دوران صفوي كه در زمان شاه عباس قاضي صاحب ديوان بود، ساقينامه وي بسيار مشهور است كه با اين مطلع معروف شروع ميشود و همين بيتها نيز بر سر قبرش نگاشته شده.
الهي به مستان ميخانهات به عقل آفرينان ديوانهات
الهي به آنان كه در توگماند نهان از دل و ديده مردماند
که خاکم گل از آب انگور کن سراپای من آتش طور کن
مقبره رضي الدين آرتیمانی در دره بسيار باصفاي سركان كهخرم رود نيز از كنار آن ميگذرد واقع شده است.
خانه صحبت الله مرادي ديگر جاذبه گردشگري منطقه است.
صحبت الله مرادي يكي از افراد بنام و اهل مطالعه و تحقيق تويسركان است.
از او ميخواهيم درباره مراسم سمنو پزان كه تا چند روز ديگر شروع ميشود برايمان بگويد.
او ميگويد: «پس از سيزده بدر همه ميدانند كه بايد خود را براي مراسم سمنو پزان آماده كنند. زنها گندمها را بر ظرف مخصوص ميريزند تا مدت روييدن و سبز شدن آن سپري و آماده براي كوبيدن شود. بزرگ محله، زنان و دختران را براي كوبيدن سبزه بهاره «سنتي»، خبردار ميكند و در حياط بزرگ جمع ميشوند.
دخترها دسته جمعي ميخوانند:
«سمن پزن ليلي دوس دس خوواريش خيلي»
بعد از آن كه ديگها و ظرفها از آب سبزه صاف شده پر شد به پاتيل بزرگي كه روي اجاق نصب شده بود، منتقل ميشود.
مرادي ميگويد: «زنان در تمام اين مراسم با وضو شركت ميكنند. »
پس از آماده شدن همه چيز، زني كه سردمدار است با فرستادن صلوات، اجاقها را روشن ميكند.
در اين مراسم تنقلات فصل در سينیهاي بزرگي براي گردانندگان مراسم به رسم خسته نباشيد آورده ميشود.
سپس با پاروهاي چوبي بلند و سيخهايي كه انتهاي آن پهن است، هر كس نيتي ميكند و پاتیل را به هم ميزند. مردم معتقد هستند كه در اين شب فاطمه دختر پیامبر اسلام به آن جا ميآید.
پس از پخته شدن و سرد شدن سمنو، نوبت به تقسيم آن ميرسد. مسئولين مراسم با ابزاري به نام «آب گردان» كفگيرهاي بزرگ سمنو را ميان ديگها و قابلمههاي بزرگ مطابق سهم شركت كنندگان تقسيم ميكنند.
صحبت الله مرادي در پايان ميگويد: «دريغ و درد كه اين مراسم با صفا و پر مهر و محبت كه باعث اتحاد و همدلي مردم ميشد روز بروز كمرنگتر ميشود و نه مردم و نه مسئولين توجه جدي به برگزاري آن همچون بسياري از مراسم ديگر نميكنند.
از شهر كه خارج ميشويم در امتداد غرب به طرف جاده اسدآباد مي رويم. در اين ميان پس از گذشتن از باغهاي بسيار زيبايي كه به تازگي به شكوفه نشستهاند به سمت قله خان گرمرز حركت ميكنيم.
ابتدا بايد كمي پياده رفت تا به دامنههاي آن رسيد. پس از آن شيب تند ميشود. پس از دو ساعت راهپيمايي به قله زيباي كوه ميرسيم كه در فصل بهار پر از آلالههاي وحشي است.
قله خان گرمرز محوطه بسيار بزرگ تختي است . زبان شناسان ريشه كلمه خان گرمرز را اورمزد يا جايي كه اهورا مزدا فرود ميآيد میدانند.
گرچه اهالي محل حكايتي بسيار شنيدني نيز درباره اين كوه دارند،آنها می گویند:
بنا بر رسمي قديمي، هر دختري كه ازدواج ميكند در شب زفاف بايد به پيش خان روستا برود، تا اینکه يكي از اهالي روستا در اقداميشجاعانه، دختر مورد علاقهاش را بر ميدارد و فرار كرده و در اين كوه پنهان ميشود. در زبان تركي خان گرمرز یعنی جایی كه خان نميبيند.
+ نوشته شده در جمعه ۲۳ دی ۱۳۸۴ ساعت 18:54 توسط عضو هیات علمی
|