تدريس زبان خارجي، مهندسي مغز است.
بنابراين يادگيري زبان خارجي ، روي دادن يك سري فعل وانفعالات شيميايي و حتي فيزيكي و در نهايت تحولات زيربنايي در نگرش انسان به هستي را به دنبال دارد. مشاهده شده است كه افرادي كه به لكنت زبان مبتلا بوده اند به قصد يادگيري يك زبان خارجي شروع به فعاليت كرده اند و ضمن يادگيري آن زبان، سلامت گفتار خود نيز را بازيافته اند! همين امر، تاييدي است بر درستي موضوع بيان شده .
و امابراي پاسخ به اين سوال كه چرا بعضي افراد در مكالمه به زبان خارجي مشكل دارند،بايد توجه داشت كه هيچ چيز بدون علت نيست.دنيا، دنياي علت و معلول است. پس اولين گام در رفع اين مشكل – مانند هر مشكل ديگر – شناخت آن است.(شناخت بيماري پنجاه درصد درمان است)
بطور كلي يادگيري زبان خارجي – درست مثل يادگيري زبان مادري- دو مرحله دارد.
مرحله اول : گيرندگي (reception) و مرحله دوم : توليد production))
مرحله گيرندگي همان مرحله فعاليتهاي شنیداری است. اين مرحله در جريان يادگيري زبان اول بطور طبيعي و غريزي انجام مي گيرد و دو عامل (اجبار و نياز) همه راهها را به روي كودك مي بندد و كودك حس مي كند هر چه زودتر بايد به هدف كه همانا يادگيري زبان است دست پيدا كند. تشويقهاي ديگران و صبر جانانه مادر در مقابل عجز كودك هم انگيزه او را صد چندان مي كند. اگر كلمه اي را اشتباه بيان كند نه تنها به او نمي نخندند بلكه وي را مورد تشويق هم قرار مي دهند كه همان غلط را دوباره مرتكب شود! و نتيجه اين مي شود كه بعضي از كودكان از شش ماهگي به بعد شروع به حرف زدن مي كنند. شروع مرحله دوم (توليد) در كودكان مختلف متفاوت است. بعضي از كودكان زود آغاز هستند و برخي ديگر دير آغاز،آنقدر كه والدينشان نگران مي شوند و به گفتاردرمان مراجعه مي كنند تا از سلامت شنوايي طفل اطمينان حاصل كنند بهر جهت، مرحله توليد هم به كندي ، بطور طبيعي و در محيط طبيعي ادامه پيدا مي كند. اين مرحله انتها ندارد. هر چه سن و تجربيات فرد بيشتر مي شود، دانش زباني وي گسترده تر مي شود.ولي از آنجا كه اين فعاليت در محيط صورت مي گيرد، فرد دچار تشويش و نگراني نمي شود و مطمئن است كه روزي از نظر نيازهاي زباني به خودكفايي خواهد رسيد.آنچه كه حركت اين فعاليت را شتاب بيشتري مي دهد مسئله هماهنگي فعاليتهاي گروه همسال است به اين معني كه فرد همراه و همگام با ديگر همسالانش، همزمان با رشد و نموجسماني، به رشد زباني هم دست مي يابد.
و اما يادگيري زبان دوم در سنين مختلف و موقعيتهاي گوناگون، داراي روندي متفاوت است ولي در اين رابطه مي توان به نكاتي اشاره كرد. آنچه مسلم است تقريبا تمام نكاتي كه در جريان يادگيري زبان اول به عنوان امتيازي براب كودك بحساب مي آيند(تشويق- عدم تنبيه – بردباري بيش از حد مادر براي امر آموزش) در جريان يادگيري زبان دوم به ضد امتياز تبديل مي شوند. مثلا ممكن استنمره جاي تشويق را بگيرد و يا خطاي تلفظي تنبيه و تحقير بدنبال داشته باشد.البته چنين مواردي در همه جا و براي همه اتفاق نمي افتد ولي مي توان موانع مراحل يادگيري زبان دوم را به دو دسته تقسيم كرد:
موانع دروني و موانع بيروني. موانع دروني از قبيل ترسهاي ناشناخته و بي دليل phobia)) . ترس از تحقير شدن، ترس از تنبيه و غرور بي جهت.
موانع بيروني مانند تجربه شكست، نپختگي اولين مربي، برخورد نامناسب اولين معلم...
بنابراين اولين گام براي پيشرفت در اين زمينه شناخت مشكل است. اولين وظيفه سنگين اولياي اين است كه كودكان را نسبت به زبان خارجي علاقمند نگه دارند و بيش از حد توان كودك از او انتظار نداشته باشند زيرا در اين صورت ممكن است به او فشار بيش از حد وارد شود و بقول معروف از يادگيري زبان خارجي (زده شود ).دومين وظيفه اوليا اين است كه هنگامي كه كودك يا نوجوانشان تصميم مي گيرد زبان خارجي را بصورت اكادميك و در يك موسسه فرابگيرد، يك مربي خوش نام مجرب برايش انتخاب كنند تا جرقه درست زده شود. اگر كار خوب شروع شود ادامه كار راحت است ولي اگر در انتخاب مربي دقت نشود ممكن است ضربه اي به روحيه فرد وارد شود كه ديگر قابل جبران نباشد.از جمله عوامل بيروني كه نوجوانان در جريان زبان آموزي از آنها رنج مي برند عبارتند از: مربي نامناسب – كتاب بد – سيستم غلط – روش اشتباه – عدم انسجام و پشتكار خود فراگير.
با تمام كاستيهايي كه بيان شد، افرادي هم هستند كه استعداد ،علاقه و انگيزه بالايي براي امر يادگيري زبان خارجي دارند ولي گاهي احساس مي كنند كه كار بكندي پيش ميرود. اين افراد بايد توجه داشته باشند كه چون تجربه يادگيري زبان اول(زبان مادري) را كسب كرده اند، ممكن است بطور ناخودآگاه دچار مقايسه سرعت يادگيري زبان اول و زبان خارجي شوند. اگر چنين مقايسه اي صورت بگيرد نتيجه آن سرخوردگي و ياس خواهد بود. اجازه بدهيد جزئي تر عرض كنم. فرض كنيد شما تصميم گرفته ايد يك زبان خارجي – مثلا زبان انگليسي – را بياموزيد .بسيار خوب! زبان انگليسي در ايران زبان خارجي است يعني فرض بر اين است كه فقط درس زبان انگليسي در مراكز علمي به زبان انگليسي تدريس مي شود. زبان انگليسي فقط در مراكز علمي كاربرد دارد. به عبارت ديگر كسي در كوچه و خيابان به زبان انگليسي صحبت نمي كند. ولي در كشورهايي كه زبان انگليسي زبان دوم است، مردم به دو زبان صحبت مي كنند.مثلا در كشورهاي عربي مردم به زبان انگليسي هم مسلط هستند. بنابراين كسي كه بخواهد در ايران زبان انگليسي بياموزد، بايد فردي را پيدا كند تا بتواند با او به تمرين مكالمه بپردازد. پيدا كردن چنين فردي مشكل و يا غير ممكن است. پس چه بايد كرد؟ جواب ساده است. بايد جايگزين پيدا كنيم. مثلا گوش دادن به راديو و همچنين مطالعه كتابهاي ساده كه بزبان انگليسي نوشته شده. البته فعاليتهاي مذكور بايد ماهرانه و هدفدار دنبال شود. اشتباهي كه برخي افراد مرتكب مي شوند اين است كه خيال مي كنند صرف شركت در كلاسهاي مكالمه كفايت مي كند البته چنين كاري لازم هست اما كافي نيست. اگر شما هفته اي شش ساعت در كلاس مكالمه شركت مي كنيد، بايد همين مقدار هم در منزل كار كنيد.نكته اي كه ممكن است به ذهن شما برسد اين است كه با توجه به دغدغه هاي فراواني كه ما را احاطه كرده اند، مجالي براي ما باقي نمي گذارند. حتي در كلاس هم ممكن است هوش و حواس ما به همان گرفتاريها باشد. بسيارخوب!اين واقعيتي است كه قابل انكار نيست.اما چه بايد كرد؟ باز هم پاسخ بسيار ساده است. جايگزين!هيچكس فرصت و حوصله آن را ندارد كه هفته اي 10 ساعت صرف يادگيري زبان خارجي كند و همين امر نياز به يك فعاليت جايگزين موثر را روشن مي سازد. فعاليت جايگزين عبارت است از استفاده از تكنيكهايي كه بتوانيم با كمك آنها ميان بر بزنيم. مثلا يك از گردنه هاي جانفرساي يادگيري زبان خارجي مسئله يادآوري لغات است. درست در لحظه اي كه مي خواهيد جمله اي را در ذهنتان شكل بدهيد و بيان كنيد لغات مناسب را بخاطر نمي آوريد. هر چه بيشتر به ذهنتان فشار مي آوريد كمتر لغت مورد نياز را بخاطر مي آوريد.چاره چيست؟بكار گيري روشي كه به شما اطمينان بدهد كه تحت هر شرايطي لغت را بخاطر خواهيد آورد. بكار گيري روشي كه لغت را در يك ثانيه به حافظه بلند مدت بسپاريد. نام اين روش تصوير سازي ذهني است. يا بايد از چنين روشي استفاده كنيد و يا بايد از خداوند عمر نوح طلب كنيد تا در يك دوره هزار ساله مجموعه واژگان مورد نياز را بياموزيد!
روش تصوير سازي ذهني بسيار ساده و موثر است، ولي منظور ما از تصوير سازي ذهني(تصوير سازي ذهني لغات زبان انگليسي در مرحله اول) نيست. شما ابتدا بايد اصل تصوير سازي ذهني را بياموزيد و بعد به تصويرسازي لغات زبان انگليسي بپردازيد.
تصويرسازي ذهني عبارت است از فعال كردن نيمكره راست مغز با استفاده از يك سري فعاليتهاي خاص. تصويرسازي لغات زبان خارجي – كه به هيچ وجه به لغات زبان انگلیسی محدود نمي شود – بخشي از اين فعاليتها است. البته دو مشكل عمده در اين رابطه وجود دارد: اول اينكه متاسفانه آنطور كه لازم است نمي توان تصويرسازي ذهني را از راه دور(مكاتبه اي) آموزش داد. اين مهارت درست مانند مهارت مكالمه بايد face to face صورت بگيرد.مشكل دوم اين است كه اكثر افراد مبتلا به ايدز فرهنگي(ذهن تنبل) هستند و ترجيح می دهند همرنگ جماعت باشند و از روشهاي معمولي حركت كنند حتي اگر عمر بر باد دهند و به نتيجه نرسند.
با اين همه اگر كساني باشند كه جدّا تصميم به كسب چنين مهارتهايي داشته باشند مي توانن در يك دوره كوتاه فشرده به چنين هدفي نايل شوند.