ترجمه در کشور ما تاريخ پر فراز و نشيبي را طي کرده است و اصولا نخستين ترجمه‌هايي هم که در دست است از آثار ادبي و داستاني بوده. ما از اين دست مي‌توانيم به هزار و يک شب و کليله و دمنه اشاره کنيم که تاثير زيادي بر فرهنگ و زبان ما گذاشته است؛ و پس از آن ترجمه کلام خداوند صورت گرفته است. بعداز حمله اعراب تلاشهاي زيادي صورت گرفت که زبان فارسي دوباره شکوفا شود؛ و اين کار از طريق ترجمه از زبانهاي ديگر صورت گرفت.

از زماني که سخن پديد آمد ترجمه نيز به وجود آمد. زيرا همان چيزهايي که به صورت گفتار بيان مي‌شود خود نوعي ترجمه است؛ و کل پيشرفت بشر از نظر علمي، ادبي و ... به وسيله ترجمه بوده است.

ما بايد "جوانان اهل قلم" را براي خلق آثار ادبي تربيت کنيم. چراکه بيشتر آثار موجود در بازار کتاب آثار ترجمه شده است تا تاليفي؛ و اين امر به ضرر ادبيات ماست
اگر مترجم مولف باشد قطعا تاثير بهتري در آثار ترجمه شده خواهد داشت. مترجم خود به نوعي مولف است. چرا که در کار خود ذوق نيز به کار مي‌برد. البته شايد خلاقيت مولف را نداشته باشد؛ اما مترجمي که در اثر خود خلاقيت را نيز به کار برد موفق‌تر است.

روش تدريس مترجمي در دانشگاهها بسيار ضعيف است. به طوري که تنها يک متن به ما داده شده، مي‌گويند آن را ترجمه کنيد، در صورتي که به اين صورت تنها کليشه‌اي پيش خواهيم رفت؛ و هيچ چيز اصولي را آموزش نمي‌دهند. بايد مترجمان جوان را تشويق به خواندن کرد. درصورتي که سيستم در دانشگاهها بيشتر سيستم مدرسه‌اي است؛ و دانشجويان تنها آن چيزي را که آموزش داده مي شود ياد مي‌گيرند و تلاشي بيشتر براي آموختن ندارند.

مثلا اگرشصت فارغ التحصيل دردانشگاه در رشته ترجمه باشد، يک مترجم هم در آنها نيست. چون آن طور که بايد، تربيت نشده‌اند. خود دانشگاهها هم تلاشي در اين زمينه ندارند. چرا که از دبستان اين طور تربيت مي‌شويم که هر چقدر به ما ياد مي‌دهند ياد بگيريم. البته در دانشگاه اساتيد مجربي نيز داريم؛ اما براي ترجمه بايد از تجربه مترجمان با تجربه استفاده شود؛ که متاسفانه اين طور نيست.

يکي از ايرادهاي مترجمين ما اين است که هر متني که دلشان مي‌خواهد ترجمه مي‌کنند. در صورتي که هر مترجم بايد در يک زمينه فعاليت کند. که البته تا اندازه‌اي رعايت مي شود. چرا که متون قديمي متخصصان خود را مي‌خواهد. مثلا در زبان فرانسه متون مربوط به قرن شانزدهم با متون قرن بيستم متفاوت است. يا در ايران متنهاي زمان سعدي با امروز تفاوت دارد. در نتيجه کسي که مي‌خواهد ترجمه کند بايد در آن زمينه مطالعه داشته باشد و توجه کند که حتي آهنگ ترجمه قديمي را بتواند برگرداند.

ما به ترجمه وابسته‌ايم؛ و اين مسئله به زمان گذشته و يا حال باز نمي گردد، بلکه در تمام زمينه‌ها، اعم از فرهنگي، علمي، اجتماعي و .. به ترجمه نيازمنديم.

براي خواندن متن كامل صحبت هاي بسيار مفيد آقاي خرمشاهي در زمينه ترجمه مي توانيد به سايت داده شده در زير مراجعه كنيد:

http://www.iricap.com/magentry.asp?id=4910